شما اینجا هستید: خانه » ۱۳۹۱ » مرداد

راز حلال

آورده‌اند که شیخ جنید بغدادی، به عزم سیر، از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او. شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند: او مردی دیوانه است. گفت: او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داد و پرسید: چه کسی هستی؟ عرض کرد: منم شیخ جنید بغدادی. ...

ادامه نوشته

انتشار: شهر پوسته ها| تمامی حقوق متعلق است به سایت محمد وب

بازگشت به بالا